دلبستگی کودکان به تلفن همراه سلام، امیدوارم حالتان خوب باشد و روزگار بر شما خوش بگذرد. امیدوارم روز خوبی را سپری کرده باشید.
یک روز دیگر و یک گفتوگوی تربیتی دیگر...
پیشنهاد من این است که اگر امکانش را دارید، این فایل صوتی را قبل از خواب، در تنهایی خودتان و دور از حضور پسرتان گوش دهید؛ یا هنگام رفتن به محل کار، داخل ماشین به آن گوش کنید. گاهی اوقات یک کلام، اثرش از دهها تصویر، ویدئو و متن بیشتر است.
امروز میخواهم درباره **دلبستگی کودکان به وسایل دیجیتال، بهویژه تلفن همراه** با شما صحبت کنم.
چرا کودک به وسایلش وابسته میشود؟
قبل از اینکه وارد بحث شویم، اجازه بدهید یک مثال بزنم.
تا به حال دقت کردهاید وقتی اسباببازی را از دست پسر کوچکتان میگیرید، ناراحت میشود؟ علت چیست؟
چون روی آن اسباببازی حساب باز کرده است؛ آن را دوست دارد و به آن دلبسته شده است.
حالا اگر همان اسباببازی را از دست همسر، پسر بزرگتر یا دختر بزرگتان بگیرید، چه اتفاقی میافتد؟
احتمالاً میگویند:
«دستت درد نکند، داشتم جمعش میکردم!»
چرا واکنش آنها متفاوت است؟ چون دیگر دلبستگی عاطفی به آن وسیله ندارند.
یا تصور کنید برای کوهنوردی رفتهاید. اگر زیرانداز یا سیخهای کباب را به دست پسر کوچکتان بدهید، شاید بعد از چند دقیقه آنها را زمین بگذارد و بگوید: «من نمیخواهم.»
اما خود شما همان وسایل را تا انتهای مسیر حمل میکنید؛ چون میدانید قرار است از آنها استفاده کنید و لذت ببرید.
پشت هر دلبستگی، مقداری آگاهی و شناخت وجود دارد.
مثلاً اگر یک قابلمه را به کسی بدهید که میداند داخل آن شلهمشهدی است، با شوق آن را حمل میکند؛ اما اگر نداند داخل قابلمه چیست، بعد از چند قدم خسته میشود و مدام آن را زمین میگذارد.
انگیزه، نتیجه شناخت است.
تلفن همراه دقیقاً همینگونه عمل میکند
وقتی تلفن همراه برای کودک تبدیل به وسیلهای برای بازی، سرگرمی و لذت میشود، طبیعی است که هنگام گرفتن آن مقاومت کند.
شاید برایتان پیش آمده باشد که گوشی را از دست فرزندتان بگیرید و او گریه کند، عصبانی شود یا حتی پرخاشگری کند.
ریشه اصلی این رفتارها دلبستگی به تلفن همراه است.
گاهی والدین بعد از دیدن این رفتارها با خودشان میگویند:
«ای کاش از همان اول گوشی را دستش نمیدادم.»
واقعیت هم همین است.
در بسیاری از موارد، خود ما اولین کسی بودهایم که کودک را با دنیای بازیهای موبایلی آشنا کردهایم.
به همین دلیل است که بعضی از کودکان اصلاً علاقهای به بازی با گوشی ندارند؛ چون هنوز در ذهنشان شکل نگرفته که تلفن همراه وسیلهای برای بازی است.
اما کودکی که انواع بازیها را روی گوشی تجربه کرده، اگر هنگام بازی گوشی را از او بگیرید، طبیعی است که واکنش شدیدی نشان دهد.
دو گروه از کودکان
در این موضوع، کودکان را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
کودکانی که هنوز وابسته به تلفن همراه نشدهاند.
کودکانی که وابستگی شدیدی به تلفن همراه پیدا کردهاند. اگر هنوز وابسته نشده است...
همیشه پیشگیری، بسیار آسانتر و کمهزینهتر از درمان است.
تا قبل از اینکه کودک به تلفن همراه وابسته شود، اجازه ندهید گوشی به یک وسیله دائمی برای سرگرمی او تبدیل شود.
اگر وابستگی ایجاد شود، جدا کردن او از گوشی هزینه تربیتی بسیار بیشتری خواهد داشت.
اگر وابسته شده است...
حالا سؤال اینجاست که چه کنیم؟
اجازه بدهید ابتدا بگویم چه کاری را نباید انجام دهید.
اگر تلفن همراه را فقط با زور، دعوا یا محرومیت از او بگیرید، معمولاً وابستگی او بیشتر میشود.
چرا؟
چون انسانها نسبت به چیزی که از آن منع میشوند، حریصتر میشوند.
پس راهحل چیست؟
نسخه جایگزین
در تربیت، همیشه یک اصل وجود دارد:
نسخه جایگزین از منع کردن مؤثرتر است.
باید چیزی را جایگزین تلفن همراه کنید که برای فرزندتان جذابتر باشد.
مثلاً:
بابایی، بیا با هم بیرون برویم.
بیا با هم یک وسیله درست کنیم.
بیا با هم خرید برویم.
بیا با هم فوتبال بازی کنیم.
بیا با هم ماشین را تعمیر کنیم.
بیا با هم کتاب بخوانیم.
برای یک پسر، انجام دادن کارهای دونفره با پدر، اگر درست اجرا شود، میتواند بسیار جذابتر از تلفن همراه باشد.
اگر احساس میکنید دیگر پسر شما بیشتر دوست دارد با دوستانش باشد، باز هم راه وجود دارد. با خانواده دوستش هماهنگ شوید و برنامهای چهارنفره یا گروهی ترتیب دهید.
کمکم شرایطی ایجاد کنید که خودش تلفن همراه را کنار بگذارد، نه اینکه شما با اجبار آن را از او بگیرید.
چه چیزهایی راهحل نیستند؟
تجربه نشان داده است که بسیاری از روشها بهتنهایی جواب نمیدهند؛ مانند:
* صرفاً منع کردن
فقط زمانبندی کردن
جایزه دادن
تشویق کردن
نصیحت و گفتوگوی منطقی با کودکان زیر ۱۴ سال
برای این سن، تنها راه مؤثر، ایجاد یک جایگزین جذاب است.
تربیت به هر قیمتی، تربیت نیست
اجازه بدهید یک جمله را همیشه از من به یادگار داشته باشید.
بابای خوب کسی نیست که فرزندش را به هر قیمتی تربیت کند.
تربیت به هر قیمتی، تربیت نیست؛ اجبار است.
اما تربیت اصولی یعنی:
مسیر درست را به فرزند نشان بدهیم.
انجام کار درست را برایش آسان کنیم.
مسیر اشتباه را برایش توضیح بدهیم.
دسترسی به مسیر نادرست را سختتر کنیم.
اگر در چنین شرایطی مسیر درست را انتخاب کرد، خدا را شکر.
و اگر مسیر اشتباه را انتخاب کرد، شما نزد خداوند عذر دارید؛ زیرا وظیفه خود را انجام دادهاید.
همانگونه که از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است، انسان وظیفه هدایت و فراهم کردن زمینه را دارد، اما انتخاب نهایی با خود فرد است.
زمان را از دست ندهید
فراموش نکنید:
گرفتن تلفن همراه از یک کودک هفتساله، بسیار آسانتر از هشتساله است.
از هشتساله آسانتر از دهساله...
و از دهساله آسانتر از دوازدهساله.
هرچه زمان بگذرد، تغییر دادن این عادت دشوارتر میشود.
در سنین بالاتر، دیگر نقش والدین بیشتر به دعا کردن و همراهی کردن محدود خواهد شد.
اگر میخواهید فردا دیر نباشد، امروز برای تربیت درست اقدام کنید.
سخن پایانی
در آکادمی نیرومند تلاش میکنیم پدران عزیز را توانمند کنیم تا بتوانند فرزندشان را اصولی، آگاهانه و با نتیجهای شیرین تربیت کنند.
تربیت زمانی ارزشمند است که بر پایه اصول صحیح باشد، نه بر پایه اجبار و فشار.
امیدوارم این گفتوگو بتواند قدم کوچکی در مسیر ساختن رابطهای عمیقتر و سالمتر میان شما و فرزندتان باشد.