بسمالله الرحمن الرحیم سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه. روزتون بخیر. امیدوارم تا اینجا روز خوبی رو سپری کرده باشید. میدونستید ما اصلاً موضوعی داریم به نام «تربیتِ خریدنی»**؟ تربیت خریدنی یعنی چی، نیرومند؟ یعنی ما میتونیم بریم یه تربیتی رو از توی بازار بخریم؟ مثلاً پولش رو بدیم و بگیم: «آقا! این تربیت رو بدید، ما هم نرمافزارش رو روی بچهمون نصب کنیم تا باتربیت بشه!» نه... میخوام از همین موضوع استفاده کنم و یه قصه براتون بگم. آیا تا حالا به این فکر کردید که **خریدهای شما، آدمها رو تربیت میکنه؟ عجب داستان مفصلیه خرید کردن... و جالبه که خرید کردن، قبل از اینکه بچههای شما رو تربیت کنه، خودِ شما رو تربیت میکنه. حالا چه برسه به بچههاتون. شما تصور کنید به عنوان یه بابا رفتید بازار تا برای ماشینتون یه روکش صندلی بخرید. وارد یه مغازه میشید. یه روکش چرمی مشکی میبینید؛ نمیدونم چه مدلیه، قیمتش هم ده میلیون تومنه. یه نگاهی میکنید و از مغازه میاید بیرون. پسرتون هم تمام این مدت همراه شماست. میرید مغازه بعدی. اونجا یه روکش چرمی نیست؛ اما یه روکش پارچهای باکیفیت، از جنس نخ و پنبه، با رنگ کرم میبینید که قیمتش هفت میلیون تومنه. همون رو میخرید. شاید شما هیچ حرفی نزنید؛ اما برای پسر شما چند سؤال و چند نکته توی ذهنش باقی میمونه: «بابام چی پرسید؟» «فروشنده چی جواب داد؟» «بابام چرا این یکی رو انتخاب کرد؟» و توی ذهن خودش شروع میکنه تحلیل کردن که: «چرا بابام این انتخاب رو انجام داد؟» حالا یه مثال خارج از بحث خودمون بزنیم. یه مامانی با دخترش میره خرید. وارد یه مغازه میشه و میگه: «خانم! مانتو دارید؟» میگه: «بله.» میگه: «مانتوی بلند و پوشیده دارید؟» میگه: «بله.» میگه: «ببینم...» نگاه میکنه و میگه: «نه... نه... نه... این خیلی ساده است.» میره مغازه بعدی. دوباره میگه: «مانتوی بلند و پوشیده دارید؟» میگن: «بله.» میگه: «ببینم...» بعد شروع میکنه به بررسی: «این جواهردوزی داره... این موجدوزی شده... یه مقدار ساتن داره... یه کم مخملی و براقه... پایینش تور داره... کمرش کش داره...» و آخرش میگه: «همین رو میخرم.» دختر از این خرید چی میفهمه؟ میگه: «آها... مامان من شاید خانم باحجابی باشه؛ اما موقع انتخاب لباس، فقط پوشیدگی براش مهم نیست. معیارهای دیگهای هم براش اهمیت داره.» بچهها توی خرید کردنها تربیت میشن. من دارم مثالی میزنم که حتی ممکنه اون خرید اصلاً برای خود بچه هم نباشه. بابا برای خودش خرید میکنه... مامان برای خودش خرید میکنه... یا برای خونه خرید میکنن... اما بچه داره همه چیز رو میبینه. اینکه چطور خرید میکنن... چقدر صبر دارن... چقدر غر میزنن... با فروشنده چطور صحبت میکنن... مثلاً یه مامانی که طلبکارانه به فروشنده میگه: «همه لباسها رو باز کن!» و بعد هم میگه: «اَه... چه مغازه زاغارتی!» بچه این رفتار رو میبینه... یاد میگیره... و فردا توی جامعه، همونطور رفتار میکنه. تربیت خریدنی یعنی همین. یعنی اون چیزی که میخری... اون مدلی که میخری... اون شیوهای که خرید میکنی... نوع حرف زدنت هنگام خرید... مغازهای که انتخاب میکنی... خیابونی که برای خرید انتخاب میکنی... آدمی که باهاش خرید میری... فروشندهای که ازش خرید میکنی... همه اینها در تربیت و شکلگیری هوش میانفردی بچهها، اثر بسیار جدی داره. من چهار دقیقه با شما صحبت کردم و هنوز نرسیدم به اصل مطلب... خرید کردن برای بچهها خیلی اهمیت داره. حالا سؤال اینه: «برای چه اصولی براش بخرم؟ خودم بخرم و ببرم خونه؟» نه. این کار باعث نمیشه بچه اجتماعی بشه. بعضیها میگن: «خودم میرم، هرچی لازم باشه میخرم و میارم خونه.» به نظر من این اشتباهه. بذارید بچه خرید کردن رو یاد بگیره. شما دارید پسر تربیت میکنید. پسفردا پسر شما قراره برای یک خانواده خرید کنه. متأسفانه امروز بعضی از مردها بعد از ازدواج، کارت بانکیشون رو میدن دست همسرشون و میگن: «تو برو خرید خونه رو انجام بده.» در حالی که خرید خانه، یکی از مسئولیتهای مرده. البته مرد باید با همسرش مشورت کنه، نظرش رو بپرسه و از تجربهاش استفاده کنه؛ اما در نهایت تصمیمگیرنده خودش باشه. همین معنای آیهی «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» همینه؛ یعنی زن و مرد با هم مشورت میکنن، اما مسئولیت تصمیم نهایی بر عهده مرده. یک زن وقتی میخواد ازدواج کنه، دوست داره به یک مرد تکیه کنه. اما مردی که حتی در سادهترین مهارتهای زندگی، مثل خرید کردن، درست تربیت نشده باشه، فردا هم تکیهگاه محکمی برای خانواده نخواهد بود. بعد میبینید امروز توی مهمونیها، خانمها دور هم نشستن و درباره قیمت خیار، گوجه، میوه، گوشت، پروتئین و خریدهای خونه صحبت میکنن. بخشی از این اتفاق، نتیجه تربیت همون پسرهاییه که در زمان مناسب، مسئولیتپذیری و تصمیمگیری رو تمرین نکردن و نقشی که باید ایفا میکردن، ایفا نکردن. از امروز به بعد یه تمرین بهتون میدم. اگر میخواید از طریق خرید کردن چیزی به بچهتون یاد بدید، این تمرین رو انجام بدید. اگر بچهتون زیر چهارده ساله، وقتی میخواید خرید کنید، نظرش رو بپرسید. مثلاً بگید: «به نظرت امروز چی بخریم؟» «اولویت با شلواره یا پیراهن؟» «بازی فکری بخریم یا وسیله دیگه؟» فقط نظرش رو بپرسید. ذهنش رو هدایت نکنید. اجازه بدید فکر کنه. بعد شما تصمیم نهایی رو بگیرید؛ حتی اگر نظرش با نظر شما متفاوت بود. اون احساس میکنه: «بابا نظر من رو شنید و نظر من ارزش داشت.» اما وقتی بچه از چهاردهسالگی عبور میکنه، کمکم باید نقش بیشتری در انتخابها داشته باشه. شما فقط چارچوبهای اصلی رو مشخص کنید. مثلاً ببریدش یک مغازه خوب؛ مغازهای که لباسهای مناسب، باوقار و برازنده داره. بعد بهش بگید: «پسرم، توی همین مغازه هر لباسی که دوست داری انتخاب کن. فقط من چند تا مشورت بهت میدم.» مثلاً بگید: «اگر لباس روشن انتخاب کردی، نگهداریش سختتره و باید بیشتر مراقبش باشی.» یا: «اگر لباس تیره انتخاب کردی، حواست باشه توی هوای گرم اذیت میشی و برای بعضی موقعیتها مناسبتره.» اینها مشورته؛ نه دستور. اصلاً با هم برید خرید. بچهای که از چهارده سالگی عبور کرده، چرا نباید درباره لباس پدرش هم نظر بده؟ بابا یه کتوشلوار بپوشه و بگه: «پسرم، به نظرت این بهتره یا اون یکی؟» ازش مشورت بخواید. واقعاً هم مشورتش رو در تصمیم خودتون اثر بدید. این کار به بچه شخصیت میده، اعتمادبهنفس میده و جایگاه تربیتی براش ایجاد میکنه. اون وقت، وقتی شما هم درباره لباسش پیشنهادی میدید، ناراحت نمیشه. نمیگه: «چرا تو همیشه برای لباس من نظر میدی؟» چون خودش هم قبلاً تجربه کرده که نظرش برای شما مهم بوده. شاید این حرفها هیچوقت به زبون نیاد؛ اما اثرش رو در تربیت کاملاً میبینید. بچهها تربیت خریدنی نیستند. تربیت خریدنی نیست... چون تربیت، در خرید اتفاق میافته؛ نه در خودِ خرید. تربیت، وسط عمل شکل میگیره؛ نه وسط حرف زدن. و باز رسیدیم به همون جمله همیشگی... آقای نیرومند، پدر و مادرها! بچهها با حرفهای ما تربیت نمیشن. بچهها با چیزهایی که از ما میبینن تربیت میشن. اگر بخوام با یک جمله از امیرالمؤمنین علیهالسلام این مطلب رو بیان کنم، شاید بشه اینطور گفت: بچهها، باطنِ رفتار پدر و مادر هستند. شاید پدر و مادر بعضی رفتارهاشون رو پنهان کنن و هیچوقت به زبون نیارن؛ اما بچهها، خلوت پدر و مادر رو آشکارا فریاد میزنن. امیدوارم قصه امشب تونسته باشه شما رو بیدار کنه. و امیدوارم درباره تمرینی که امروز گفتم، کمی بیشتر فکر کنید و از همین امروز بهش عمل کنید.
ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.