بسمالله الرحمن الرحیم سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه و روز خوبی رو تا این لحظه سپری کرده باشید. یکی از چالشهای بزرگی که پدر و مادرها همیشه با اون دستوپنجه نرم میکنن، چالش استفاده از تلفن همراهه. مدام مینالن و میگن: «چرا بچه ما از تلفن همراه استفاده میکنه؟ از صبح تا شب سرش توی گوشیه. نمیدونیم چجوری مدیریتش کنیم. نمیدونیم چه زمانی استفاده بکنه و چه زمانی استفاده نکنه.» بعد میبینید که توی جلسات مشاوره، پدر و مادرها سؤالهایی میپرسن که گاهی از خودِ استفاده بچهها از تلفن همراه هم عجیبتره. مثلاً یه مامانی ازم میپرسه: «آقای نیرومند، خوبه بچهم وقتی میره نون بخره، به جاش اجازه بدم از گوشی استفاده کنه؟» یکی دیگه، یه بابایی بود که میگفت: «آقای نیرومند، وقتی پسرم توی کارهای خونه بهم کمک میکنه، اجازه داره چند دقیقه از تلفن همراه استفاده کنه؟» یکی دیگه میگفت: «من هر وقت بچهم کار خوبی انجام بده، بهعنوان جایزه اجازه استفاده از تلفن همراه رو بهش میدم.» یه مامان دیگه میگفت: «من برای پسرم تلفن همراه خریدم، اما فقط آخر هفتهها اجازه میدم ازش استفاده کنه.» یه بابای دیگه میگفت: «یه تلفن همراه شخصی برای پسرم گرفتم، حداقل دیگه سرش توی گوشی من و مامانش نباشه.» یه بابای دیگه هم با یه حالت خیلی اندیشمندانهای گفت: «من یه پلن خیلی خوب برای پسرم دارم.» گفتم: «پلنتون چیه؟» گفت: «توی خونه ما، زمان استفاده از تلفن همراه فقط از ساعت شش تا هشت بعدازظهره.» یکی دیگه میگفت: «ما اجازه داریم روزی فقط یک ساعت از تلفن همراه برای بازی استفاده کنیم.» یه مامان دیگه میگفت: «الان هر بچهای که تلفن همراه نداشته باشه، بالاخره یه روزی قراره اینستا، تلگرام و اینجور چیزها رو ببینه؛ پس بهتره کنار خودم باشه و تحت نظر من ازش استفاده کنه.» یه مامان دیگه هم میگفت: «برای اینکه بتونم بچهم رو کنترل کنم و هر کاری توی تلفن همراه انجام نده، گوشیمون مشترکه و هر دومون از همون استفاده میکنیم.» چالشهای بسیار متفاوتی بین پدر و مادرها وجود داره و هر کدوم هم فکر میکنن دقیقاً دارن کار درست رو انجام میدن و تلفن همراه رو بهصورت مدیریتشده در اختیار پسرشون میذارن. یهدفعه ازشون پرسیدم: «حالا اگه اصلاً تلفن همراه بهش ندید، چی میشه؟ چه اتفاقی میافته؟» میگفت: «ای آقا! میخوای بچهمون پَرت بزرگ بشه؟ میخوای وقتی تلفن همراه دست بقیه بچهها میبینه، حسرت بخوره و بگه: ای بابا! مردهشور منو بردن که حتی یه دونه تلفن همراه هم ندارم؟ این کار بچه رو عقدهای میکنه.» بعد ادامه میداد: «آقای نیرومند، به نظر ما تلفن همراه باید باشه؛ فقط نوع استفاده از اون باید مدیریت بشه.» یکی میگفت: «تلفن همراه باید باشه، ولی هر وقت دلش خواست نباید بازی کنه.» یکی دیگه میگفت: «تلفن همراه باید باشه، اما...» و بعد از اون، هر کدوم یه بند و تبصره برای استفاده از تلفن همراه اضافه میکردن. اما موضوعی که من دارم دربارهاش صحبت میکنم، اصلِ استفاده از تلفن همراه برای آقاپسرهای هفت تا هفده ساله. اول از همه این سؤال مطرح میشه: «آقای نیرومند، شما اصلاً با داشتن تلفن همراه برای پسرها موافق هستید؟» اگر بخوام به این سؤال جواب بدم، قبلش یه سؤال دیگه میپرسم. میگم: «پسر شما چه کمبودی توی زندگیش داره که قراره تلفن همراه اون کمبود رو جبران کنه؟» یا... «چه ضرورتی توی زندگیش وجود داره که اگر تلفن همراه داشته باشه، اون مشکل برطرف میشه؟» یه سؤال دیگه هم میپرسم: «اصلاً تلفن همراه به چه درد پسر شما میخوره؟» برای اینکه بتونیم به این سؤالها جواب بدیم، اول باید نگاه خودمون رو نسبت به تلفن همراه اصلاح کنیم. بذارید یه سؤال یواشکی ازتون بپرسم... راستی، مامان و بابا! خودتون از تلفن همراه چه استفادهای میکنید؟ یه بابایی میگه: «من بازاریام. برای تماس گرفتن با همسرم، همکارام، شاگردم یا کسی که برام جنس میاره از تلفن همراه استفاده میکنم. گاهی هم کارهای بانکیم رو با گوشی انجام میدم. بعضی وقتها هم اگر فوتبال باشه، از طریق گوشی نگاش میکنم.» به مامان میگم: «شما از تلفن همراه چه استفادهای میکنید؟» میگه: «گاهی اخبار رو دنبال میکنم، کتاب میخونم، آموزش آشپزی میبینم، کار با ابزارهای مختلف رو یاد میگیرم، توی اکسپلور اتفاقات روز رو دنبال میکنم؛ اینکه کی با کی ازدواج کرد، کی طلاق گرفت، بچهی کی به دنیا اومد... گاهی هم ساعتها با خواهرم یا دوستام با تلفن همراه صحبت میکنم.» بعد ازشون میپرسم: «وقتی معمولاً پسرتون از مدرسه میاد خونه، شما مشغول چه کاری هستید؟» میگه: «من دارم غذا رو آماده میکنم و سفره رو میچینم. همسرم هم از مغازه میاد. با هم ناهار میخوریم.» میگم: «خب، بعد از ناهار چی میشه؟» میگه: «همسرم میره جلوی تلویزیون میشینه و گوشیش رو چک میکنه. من هم ظرفها رو داخل ماشین ظرفشویی میذارم و بعد میشینم گوشیم رو چک میکنم.» گفتم: «پسرتون اون موقع چیکار میکنه؟» میکنه. گفتم یه چند وقت بود بعد از ناهار خیلی اذیتمون میکرد. هرچی گفتیم برو بخواب، نمیرفت بخوابه. یه دونه تبلت براش گرفتیم، با همون سرش بنده. گفتم: «فکر نمیکنید تبلت توی این سن، توی هشتسالگی، برای پسرتون آسیب داره؟» گفت: «والا نه دیگه، بازی میکنه، مثل همه پسرای دیگه.» گفتم: «خب، حالا اگر بهتون اثبات بشه که تلفن همراه و تبلت برای پسرتون آسیب داره، چیکار میکنید؟» یه کم فکر کرد و گفت: «خب نیرومند، تبلت رو ازش میگیریم دیگه.» گفتم: «شما تصور کنید ناهار تموم شده، آقا جلوی تلویزیون روی مبل لم دادید و با گوشی خودتون مشغولید، حالا میخواید تبلت رو از پسرتون بگیرید. فکر میکنید چه ریاکشنی بهتون نشون میده؟» یه کم مِنمِن کرد. گفتم: «مطمئن باشید قبول نمیکنه. شما خودتون وقتی تمام زندگیتون به تلفن همراه بنده، مگه اون میتونه رهاش کنه؟» بذارید جمعبندی کنم... مامانبابایی که استفاده نادرست و بیش از اندازه از تلفن همراه دارن، هیچوقت نمیتونن پسری تربیت کنن که درست از فضای دیجیتال استفاده بکنه. مامانبابایی که وقتی میخوان کتاب بخونن، به جای کتاب کاغذی، گوشی دستشون میگیرن... مامانبابایی که وقتی میخوان تلویزیون ببینن، توی گوشی تلویزیون میبینن و حاضر نیستن روی مبل بشینن و تلویزیون رو نگاه کنن... مامانبابایی که وقتی میخوان با دوستاشون صحبت کنن، فقط توی گروهها و چتها هستن و حاضر نیستن برن خونه همدیگه یا بیرون همدیگه رو ببینن... مامانبابایی که وقتی میخوان خرید خونه رو انجام بدن، به سرِ کوچه و بقالی نمیرن و همه چیز رو از اسنپمارکت سفارش میدن... پدر و مادری که تمام کارهای زندگیشون توی تلفن همراه خلاصه شده و یه روز اینترنت قطع بشه یا گوشیشون شارژ نداشته باشه، فحش عالم و آدم رو میدن... چطور میخوان پسری تربیت کنن که وابسته تلفن همراه نباشه؟ باز رسیدیم به همون جمله همیشگی: «آقای نیرومند، اگه میخوام بچهام رو تربیت کنم، باید از خودم شروع کنم؟» دقیقاً. شما باید از خودتون آغاز کنید؛ چون بچهها چیزی که میشنون رو عمل نمیکنن، چیزی که میبینن رو عمل میکنن. --- «آقای نیرومند، براش تلفن همراه بخرم؟» به نظر من تا سن هجدهسالگی هیچ ضرورتی نداره بچهها تلفن همراه شخصی داشته باشن. اگر هم قراره بازی کنن، هزار تا بازی جایگزین بهتر وجود داره. چون متأسفانه تلفن همراه بین ما دیگه وسیله ارتباط نیست؛ برای بازی کردنه... برای سوشالمدیا رفتنه... برای اکسپلور گردیه... برای وقت تلف کردنه... شاید روز اول که تلفن همراه به وجود اومد، قرار بود آدمها ارتباطاتشون راحتتر بشه و زمان کمتری صرف کنن؛ اما امروز برعکس شده. تلفن همراه باعث شده آدمها زمان بیشتری رو توی خودش صرف کنن و وقت بیشتری رو هدر بدن. --- «آقای نیرومند، گوشی براش بخرم؟» نه. «یه تایمی از روز گوشی بدم بازی کنه؟» نه. اصلاً گوشی برای بازی کردن نیست، ولو روزی ده دقیقه. --- «آقای نیرومند، کار خوب کرد بهش گوشی بدم؟» خب گوشی بدید که چی؟ اون کاری که داره انجام میده، از اساس اشتباهه. با گوشی به این رفتار رسمیت ندید. --- «آقای نیرومند، توی مهمونی داره میبینه پسرعموش از گوشی استفاده میکنه...» خب ببینه. همین منطق رو ادامه بدیم؟ فردا میره توی کوچه، میبینه یه عده دارن سیگار میکشن؛ بگیم پس بذار سیگار اول رو توی خونه بکشه؟ نه. غلط، غلطه. مبناش غلطه. اگر شما وارد زمین بازی تلفن همراه شدید، قوانین این بازی رو شما تعیین نمیکنید؛ خود تلفن همراه تعیین میکنه. --- اگه باباها میدونستن بزرگترین رقیب زندگیشون همون تلفن همراهیه که خودشون دست پسرشون میدن، هیچوقت این بلا رو سر خودشون نمیآوردن. بعداً این پسر دیگه حرفشنوی از پدر نداره. لباس پوشیدنش رو از اونجا یاد میگیره... غذا خوردنش رو از اونجا... رفتوآمدش رو از اونجا... نوع صحبت کردنش رو از اونجا... بعد پدر میگه: «این رفتار اصلاً توی خونه ما سابقه نداره!» بله، توی خونه شما سابقه نداره؛ اما توی فضای مجازی کاملاً سابقه داره و همون چیزیه که پسرتون هر روز داره میبینه. میشه یکم بیشتر به حرفهایی که امروز با هم زدیم فکر کنید؟ البته... اگر هنوز دیر نشده. شبتون بخیر. خدانگهدار.
ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.